دیگر صدای خنده باران را نمیشنوم



چندیست که مهر خاموشی لبانم را به هم دوخته

شوق پریدن در من نیست

قفسی از غربت و تنهائی ساخته ام که درونش قلب هیچ زنده ای جای ندارد .

پاییز در انتظار زمستان است . در انتظار است تا زردی خزانش را خاموش کند .

من نگران چشمهای نرگسم , تنها مونس زمستان .

گونه هایش سرد و بی روح است .

باران در جستجوی ذره جائی روی زمین است .

خدایا بهار مرده , سردی زمستان خوشحال , می سراید آواز پر مهیب سرما را ...

من با تپش قلب قناریهای محزون و مانده در قفس آشنا هستم

میشنوم ناله سوزناک اقاقیها را

از کنار حوض یخ بسته میشنوم ناله کبوتر شکسته بالی را

دیگر صدای خنده باران را نمیشنوم

خدایا چه شده من کیم ؟کجایم؟ باید باشم ؟

جشنواره استانی


سلام سلام سلام دوستان خوبم

دیروز و امروز تالار حافظ شیراز میزبان جشنواره استانی موسیقی سنتی و کلاسیک استان فارس بود . گروههای مختلف نتیجه تلاش یک ساله خودشونو در حظور اساتید بزرگی چون استاد هادی منتظری , آقای افقه روی صحنه نمایش دادند . از بین این گروهها اجرای گروه خموش به سرپرستی آقای هادی صالح نیا و گروه آقای مصطفی سوهانی خیلی به دلم نشست . آقای سوهانی این بار کار متفاوتی رو ارائه دادند که خیلی جالب بود . امیدوارم که شاهد هنرنمائی این دوستان عزیز توی جشنواره فجر باشیم .